فروش فصلی وقتی سود میسازد که از چند هفته قبل برایش آماده شده باشید: موجودی پرفروشها بهاندازه و بهموقع برسد، نقدینگی برای خرید و هزینههای فصل کنار گذاشته شود و خریدها پلهای انجام شود تا در پایان فصل، انبار پر از جنس مانده و جیب خالی نماند. پیک فروش جای بداههکاری نیست؛ جای برنامهای است که روی کاغذ نوشته شده باشد.
هر فروشگاهی فصل خودش را دارد؛ شب عید برای پوشاک و شیرینی، مهر برای نوشتافزار و کیف، تابستان برای لوازم سفر و خنککننده، یلدا و مناسبتها برای آجیل و هدیه. اشتباه رایج این است که صاحب مغازه با دیدن شلوغی چند روز اول فصل، هیجانی و یکجا خرید میکند؛ بعد یا وسط فصل جنس تمام میکند و مشتری را از دست میدهد، یا آخر فصل با انباری از کالای بیمشتری و چکهای سررسیدشده میماند.
از فصل قبل درس بگیرید؛ حافظه کافی نیست
شروع برنامهریزی فصل، عددهای فصل گذشته است. سال قبل در همین فصل چقدر فروختید؟ کدام کالاها زود تمام شد و کدامها ماند؟ پیک دقیقاً از چه روزی شروع شد و چند روز طول کشید؟ اگر این عددها ثبت شده باشد، خرید امسال حدس نیست؛ برآورد است. اگر ثبت نشده، از امسال شروع کنید: یک جدول ساده برای هر هفته فصل بسازید و فروش، کالاهای تمامشده و درخواستهای ازدسترفته را در آن بنویسید.
به تقویم هم نگاه کنید؛ امسال عید با ماه رمضان همزمان است یا نه؟ تعطیلات رسمی وسط فصل چند روز است؟ حقوق و عیدی کارمندان چه زمانی پرداخت میشود و خرید مردم را جلو میاندازد یا عقب؟ همین جزئیات تقویمی، زمان شروع پیک را گاهی دو هفته جابهجا میکند. برای کالاهای اصلی، نقطه شروع سفارش را بر اساس زمان تأمین حساب کنید؛ اگر تأمینکننده در شلوغی فصل ده روزه تحویل میدهد، سفارش شما باید حداقل دو هفته قبل از پیک ثبت شده باشد. مفهوم این زمانبندی را در مطلب نقطه سفارش و حداقل موجودی با مثال عددی توضیح دادهایم.
خرید پلهای؛ قانون یکسوم، یکسوم، یکسوم
به جای اینکه کل خرید فصل را یکجا انجام دهید، آن را به سه پله تقسیم کنید. پله اول، حدود نیمی از برآورد فصل، قبل از شروع فصل میرسد و قفسه را آماده میکند. پله دوم، حدود یکسوم، در هفته اول یا دوم فصل و بعد از دیدن واکنش واقعی بازار سفارش داده میشود؛ اینجا دیگر میدانید کدام مدل و رنگ گرفته و کدام نگرفته است. پله سوم، بخش کوچک باقیمانده، فقط برای شارژ کالاهایی است که در حال تمام شدناند و فروششان قطعی است.
این روش دو ریسک بزرگ را کم میکند: ریسک خواب سرمایه در کالای اشتباه و ریسک تمام شدن کالای درست. فرض کنید برای فصل عید ۶۰ میلیون تومان خرید پوشاک برنامهریزی کردهاید. با مدل پلهای، ۳۰ میلیون اول را میخرید، ۲۰ میلیون را بعد از فروش ده روز اول و بر اساس مدلهای پرفروش شارژ میکنید و ۱۰ میلیون آخر را فقط برای سایزها و رنگهای تمامشده نگه میدارید. نتیجه این است که آخر فصل، حداکثر بخش کوچکی از خریدتان مانده است، نه نیمی از آن. اصول کلی نگه داشتن این تعادل در مقاله کنترل موجودی فروشگاه آمده است.
نقدینگی فصل؛ جیب جدا برای روزهای شلوغ
پیک فروش فقط درآمد را بالا نمیبرد؛ هزینه را هم بالا میبرد. اضافهکاری فروشنده، فروشنده کمکی فصلی، پیک و ارسال بیشتر، بستهبندی بیشتر و گاهی اجاره غرفه یا تبلیغات مناسبتی. اگر همه نقدینگی را صرف خرید جنس کنید، وسط فصل برای همین هزینههای ساده کم میآورید و مجبور میشوید با عجله و گران قرض بگیرید یا چک کوتاهمدت بکشید.
قاعده عملی: قبل از شروع فصل، یک ذخیره نقدی جدا معادل هزینههای ثابت یک ماه به علاوه هزینههای اضافه فصل کنار بگذارید و به آن دست نزنید؛ این پول خرید جنس نیست. بعد برای هر هفته فصل یک سقف پرداخت بنویسید: این هفته چقدر به تأمینکننده، چقدر حقوق و چقدر هزینه جاری. فروش فصلی معمولاً نقد یا کارتی است و زود به پول تبدیل میشود، اما چکهای خرید شما ممکن است به بعد از فصل بیفتد؛ تقویم پرداختها را طوری بچینید که سررسید بزرگ دقیقاً در هفته افت فروش بعد از فصل نباشد. نگاه جامعتر به این برنامه در مطلب مدیریت جریان نقدی ارائه شده است.
از فروش نسیه در فصل شلوغ هم پرهیز کنید یا سقفش را نصف کنید. در روزهای پیک، مشتری نقدی پشت در است؛ قفل کردن سرمایه در نسیههای طولانی، درست در زمانی که جنس سریع میچرخد، گرانترین اشتباه فصل است.
وسط فصل؛ هر هفته یک بازبینی نیمساعته
برنامه فصل قرار نیست تا آخر بیتغییر بماند. هر هفته در یک زمان ثابت، نیم ساعت بنشینید و سه عدد را ببینید: فروش این هفته نسبت به برنامه، موجودی کالاهای اصلی نسبت به روزهای باقیمانده فصل، و نقدینگی و پرداختهای هفته آینده. اگر کالایی دو برابر پیشبینی میفروشد، شارژش را جلو بیندازید؛ اگر کالایی نصف پیشبینی هم نفروخته، از همین هفته با تخفیف پلکانی یا ترکیب فروش آن را حرکت دهید، نه در هفته آخر که دیگر دیر است.
برای کالاهای ماندنی، قانون پایان فصل را از اول فصل بدانید: در هفته پایانی، تخفیف عمیقتر و فروش ترکیبی؛ مثلاً «دومی با ۳۰ درصد تخفیف» یا همراه کردن کالای مانده با کالای پرفروش در یک بسته. جنس فصلیای که به فصل بعد برسد، هم سرمایه را یک سال میخواباند، هم قفسه و انبار را اشغال میکند و هم معمولاً سال بعد با مدل و سلیقه تازه، سختتر فروش میرود. حراج پایان فصل شکست نیست؛ تبدیل بهموقع جنس به پول است.
چکلیست آمادگی فصل؛ از چهار هفته قبل
چهار هفته مانده به فصل: عددهای فصل قبل را مرور کنید، برآورد فروش و سقف خرید را بنویسید و با تأمینکنندهها برای زمان تحویل و شرایط پرداخت فصل هماهنگ کنید. دو هفته مانده: پله اول خرید برسد و بچینید، قیمتها و برچسبها کامل شود، فروشنده کمکی و شیفتهای شلوغ مشخص شود و ذخیره نقدی فصل جدا شود. هفته شروع فصل: ویترین و چیدمان فصلی آماده، کالاهای اصلی در دید اول و برنامه پیام و استوری اطلاعرسانی به مشتریهای قبلی اجرا شود. در طول فصل: بازبینی هفتگی موجودی و نقدینگی و ثبت درخواستهای ازدسترفته. بعد از فصل: موجودیگیری، تسویه برنامهریزیشده با تأمینکنندهها و نوشتن گزارش یکصفحهای فصل برای سال آینده؛ همین یک صفحه، ارزشمندترین دارایی شما برای فصل بعد است.
فصلی که اینطور مدیریت شود، حتی اگر فروشش متوسط باشد، سودش سالم میماند؛ چون سود فصل را نه شلوغی چند روزه، که خرید درست، نقدینگی کنترلشده و پایانبندی تمیز میسازد.
اگر میخواهید موجودی، سفارش خرید و نقدینگی فصل را در یک جا و بدون فایلهای جدا دنبال کنید، نراکس همین برنامهریزی را بهصورت رایگان و فارسی برای چند کسبوکار زیر یک حساب ممکن کرده است.
پرسشهای پرتکرار
از چند هفته قبل برای پیک فروش آماده شوم؟
برای بیشتر فروشگاهها چهار هفته قبل زمان مناسبی است: دو هفته برای برآورد، مذاکره با تأمینکننده و برنامه نقدینگی و دو هفته برای رسیدن و چیدن پله اول خرید. اگر کالای شما وارداتی یا تولیدی با زمان تأمین طولانی است، این عدد به شش تا هشت هفته میرسد. معیار اصلی، زمان تحویل تأمینکننده در شلوغی فصل است، نه روزهای عادی.
برای فصل چقدر بیشتر از فروش عادی جنس بخرم؟
نقطه شروع، فروش فصل گذشته به علاوه رشد واقعبینانه بازار شماست؛ معمولاً بین ۱۵ تا ۳۰ درصد بیشتر از فصل قبل برای مغازهای که مشتریاش در حال رشد است. اما این افزایش باید در خرید پلهای پخش شود، نه یکجا. خرید یکجای دو برابری بر اساس امید، رایجترین راه ساختن انبار مانده و بدهی بعد از فصل است.
با جنس مانده پایان فصل چه کار کنم؟
اول با تخفیف پلکانی و فروش ترکیبی در همان هفتههای پایانی فصل تبدیلش کنید به پول، حتی با حاشیه سود کمتر. ماندن جنس فصلی تا سال بعد معمولاً از تخفیف امروز گرانتر تمام میشود؛ چون سرمایه و فضا را قفل میکند. فقط کالاهای غیرفصلی و همیشهفروش را نگه دارید و برای بقیه، قانون روشن داشته باشید: در پایان فصل، پول نقد از جنس مانده باارزشتر است.
در فصل شلوغ فروشنده کمکی بگیرم یا نه؟
اگر در فصل قبل صف صندوق، پاسخندادن به مشتری یا تمام شدن شارژ قفسهها را تجربه کردهاید، بله. هزینه فروشنده کمکی برای چند هفته را با فروش ازدسترفته مقایسه کنید؛ معمولاً یک فروشنده کمکی خوب در روزهای پیک، چند برابر حقوقش فروش نجات میدهد. فقط وظایفش را از روز اول مشخص کنید و تحویل صندوق شیفت او هم مثل بقیه رسمی و با شمارش باشد.