نسبت مالی یعنی تقسیم دو عدد آشنا برای جواب دادن به یک سؤال مشخص؛ مثلاً نسبت جاری نشان میدهد داراییهای نزدیک به نقد شما چند برابر بدهیهای نزدیکتان است و حاشیه سود نشان میدهد از هر ۱۰۰ تومان فروش، چند تومانش واقعاً سود میماند. همین دو سؤال، نیمی از سلامت مالی کسبوکار است.
مدیرها از نسبتها میترسند چون در کتابها با دهها فرمول پشت سر هم میآیند. در عمل، برای یک کسبوکار کوچک پنج نسبت کافی است و هر کدام را میتوانید با اعداد ترازنامه و صورت سود و زیان خودتان در چند دقیقه حساب کنید. این مقاله همان پنج تا را با مثال عددی یک فروشگاه فرضی جلو میبرد.
نسبت جاری؛ بدهی نزدیک را میتوانید بدهید؟
فرمول: دارایی جاری تقسیم بر بدهی جاری. دارایی جاری یعنی نقد، طلب کوتاهمدت و موجودی که در کمتر از یک سال پول میشود؛ بدهی جاری یعنی پرداختهای کمتر از یک سال، مثل بدهی تأمینکننده و اقساط نزدیک.
مثال: دارایی جاری فروشگاه شما ۸۰۰ میلیون تومان (۱۵۰ نقد، ۲۵۰ طلب، ۴۰۰ موجودی) و بدهی جاری ۵۰۰ میلیون است. نسبت جاری میشود ۸۰۰ تقسیم بر ۵۰۰، یعنی ۱٫۶. تفسیر سادهاش این است که در برابر هر ۱۰۰ تومان بدهی نزدیک، ۱۶۰ تومان دارایی نزدیک دارید؛ وضعیت قابل قبول است.
قاعده سرانگشتی: زیر ۱ یعنی زنگ خطر جدی، بین ۱ تا ۱٫۵ یعنی لب مرز و نیازمند دقت، بالای ۱٫۵ یعنی حاشیه امن بهتر. اما عدد خیلی بالا هم همیشه خوب نیست؛ نسبت ۴ ممکن است یعنی موجودی و طلب بیش از حد باد کرده است.
نسبت سریع؛ اگر موجودی فروش نرفت چه؟
موجودی همیشه بهموقع پول نمیشود، پس نسبت سریع موجودی را از دارایی جاری کم میکند: (دارایی جاری منهای موجودی) تقسیم بر بدهی جاری. با همان مثال: (۸۰۰ منهای ۴۰۰) تقسیم بر ۵۰۰ میشود ۰٫۸.
این یعنی بدون فروش موجودی، فقط ۸۰ درصد بدهی نزدیک پوشش دارد و بقیه به وصول طلبها و فروش جاری وابسته است. نسبت سریع زیر ۱ در خردهفروشی رایج است، ولی اگر ماهبهماه پایینتر میرود، یعنی دارید بیشتر از توان نقدتان نسیه میخرید یا نسیه میفروشید. این نسبت، جفت طبیعی گزارش جریان نقد است که در مجموعه گزارشهای مالی ضروری صاحب کسبوکار توضیحش دادهایم.
حاشیه سود ناخالص و خالص؛ از هر فروش چقدر میماند؟
حاشیه سود ناخالص: سود ناخالص تقسیم بر فروش. حاشیه سود خالص: سود خالص تقسیم بر فروش. مثال: فروش ماه ۱ میلیارد تومان، بهای تمامشده ۷۰۰ میلیون، پس سود ناخالص ۳۰۰ میلیون و حاشیه ناخالص ۳۰ درصد است. بعد از ۲۴۰ میلیون هزینه جاری، سود خالص ۶۰ میلیون میماند؛ حاشیه خالص ۶ درصد.
فاصله ۳۰ تا ۶ درصد، داستان مدیریت هزینه شماست. اگر حاشیه ناخالص خوب ولی خالص ضعیف است، مشکل در خرید و قیمت نیست؛ در اجاره، حقوق، تبلیغات یا هزینههای ریز کنترلنشده است. اگر ناخالص از اول ضعیف است، سراغ قیمتگذاری و ترکیب کالای پرفروش بروید؛ تحلیل گزارش فروش و کالای پرسود و کمسود دقیقاً برای همین تشخیص است.
مقایسه درست این نسبتها با ماههای قبل خودتان و با جنس کسبوکارتان است. حاشیه خالص ۶ درصد برای یک پخش پرحجم ممکن است خوب باشد و برای یک خدمت تخصصی کم محسوب شود؛ هیچ عدد جادویی واحدی برای همه وجود ندارد.
گردش و بازده؛ پولتان چقدر کار میکند؟
دو نسبت ساده دیگر تصویر را کامل میکند.
| نسبت | فرمول ساده | مثال | تفسیر | |---|---|---|---| | گردش موجودی | بهای تمامشده ÷ میانگین موجودی | ۷۰۰ ÷ ۳۵۰ = ۲ بار در ماه* | سرعت تبدیل کالا به فروش | | بازده دارایی | سود خالص ÷ کل دارایی | ۶۰ ÷ ۱۵۰۰ = ۴٪ در ماه | هر تومان دارایی چقدر سود میسازد | | نسبت بدهی | کل بدهی ÷ کل دارایی | ۹۰۰ ÷ ۱۵۰۰ = ۶۰٪ | چه سهمی از دارایی مال دیگران است |
*در عمل گردش موجودی معمولاً سالانه سنجیده میشود؛ روش کاملش را در مقاله گردش موجودی آوردهایم. نکته جدول این است: سود خالص خوب، وقتی دارایی سنگینی پشتش خوابیده باشد، ممکن است بازده ضعیفی بسازد. فروشگاهی با سود ماهانه ۶۰ میلیون روی دارایی ۱٫۵ میلیاردی، ماهانه ۴ درصد بازده دارد؛ اگر نیمی از آن دارایی، موجودی راکد باشد، آزاد کردنش بازده را بدون فروش اضافه بالا میبرد.
با نسبتها چطور تصمیم بگیریم، نه فقط نگاه؟
برای هر نسبت یک «آستانه اقدام» بنویسید. مثلاً: اگر نسبت جاری زیر ۱٫۳ آمد، خرید نسیه تازه ممنوع تا بهبود؛ اگر حاشیه ناخالص دو ماه پیاپی افت کرد، قیمت و خرید سه کالای اول بازبینی شود؛ اگر نسبت سریع زیر ۰٫۷ رفت، تمرکز ماه فقط وصول مطالبات باشد.
نسبتها را تکی هم جشن نگیرید و هم عزا. نسبت جاری ممکن است با یک خرید بزرگ فصلی موقتاً بیفتد و طبیعی باشد؛ روند سهماهه از عکس یک ماهه راستگوتر است. این عددها را کنار شاخصهای کلیدی عملکرد فروش در یک صفحه ماهانه بگذارید تا هم پول و هم عملیات را با هم ببینید.
پرسشهای پرتکرار
بهترین نسبت جاری چند است؟
برای بیشتر کسبوکارهای کوچک، بازه ۱٫۵ تا ۲ معمولاً نشانه تعادل خوب بین امنیت و خواب نکردن پول است. پایینتر از ۱ هشدار است و خیلی بالاتر از ۳ معمولاً یعنی دارایی جاری، بهویژه موجودی و مطالبات، بیش از نیاز انباشته شده است.
حاشیه سود خالص کم را اول از کجا اصلاح کنم؟
اول مشخص کنید افت از حاشیه ناخالص است یا هزینهها. ناخالص ضعیف یعنی قیمت، خرید یا ترکیب کالا؛ خالص ضعیف با ناخالص سالم یعنی هزینههای جاری. بدون این تفکیک، معمولاً اشتباهی سراغ تخفیف یا اخراج نیرو میروید.
این نسبتها را از کجا بردارم؟
همه ورودیها در ترازنامه و صورت سود و زیان هست: دارایی و بدهی جاری از ترازنامه، فروش و سودها از سود و زیان. اگر این دو گزارش ماهانه آماده باشد، محاسبه هر پنج نسبت کمتر از ده دقیقه طول میکشد.
نسبت بدهی بالا همیشه بد است؟
نه، اگر بدهی ارزان و صرف رشد سودآور شده باشد میتواند منطقی باشد. خطر وقتی است که بدهی کوتاهمدت، صرف هزینه جاری یا موجودی کمگردش شده باشد؛ یعنی سررسید نزدیک است ولی پول برنگشته است.