گردش موجودی یعنی موجودی انبار شما در یک سال چند بار کامل فروخته و جایگزین شده است؛ از تقسیم بهای تمامشده کالای فروختهشده سالانه بر میانگین موجودی به دست میآید. گردش ۶ یعنی هر دو ماه یک بار کل انبارتان میچرخد و گردش ۱٫۵ یعنی بخش بزرگی از سرمایهتان ماهها در قفسه خوابیده است.
موجودی، مؤدبترین شکل خوابیدن پول است؛ تمیز در قفسه نشسته و احساس دارایی میدهد، در حالی که اجاره انبار میخورد، کهنه میشود و نقدینگی شما را قفل میکند. گردش موجودی عددی است که این خواب را اندازه میگیرد و به شما میگوید برای کدام کالاها باید جشن بگیرید و برای کدامها تصمیم سخت.
فرمول و یک مثال کامل عددی
فرمول: گردش موجودی = بهای تمامشده کالای فروختهشده در دوره ÷ میانگین موجودی در همان دوره. میانگین موجودی را ساده بگیرید: (موجودی اول دوره + موجودی پایان دوره) تقسیم بر ۲.
مثال: یک فروشگاه پوشاک در سال گذشته کالایی به بهای تمامشده ۲٫۴ میلیارد تومان فروخته است. موجودی اول سال ۵۰۰ میلیون و پایان سال ۳۰۰ میلیون بوده؛ میانگین موجودی میشود ۴۰۰ میلیون تومان. گردش موجودی برابر است با ۲٫۴ میلیارد تقسیم بر ۴۰۰ میلیون، یعنی ۶ بار در سال.
از گردش، «روزهای موجودی» هم ساخته میشود: ۳۶۵ تقسیم بر ۶، یعنی حدود ۶۱ روز. ترجمهاش به زبان پول: هر کالایی که میخرید به طور متوسط ۶۱ روز در انبار میماند تا فروخته شود. اگر تأمینکننده به شما ۳۰ روز مهلت پرداخت میدهد ولی کالا ۶۱ روز میخوابد، یعنی ۳۱ روز از هر چرخه را دارید از جیب خودتان تأمین مالی میکنید؛ همینجا معلوم میشود چرا سود هست ولی نقد نیست.
گردش را برای هر کالا جدا حساب کنید
گردش کل انبار میانگین خوبیهاست و بدها را قایم میکند. عدد واقعی وقتی دیده میشود که گردش را برای هر کالا یا دستکم هر گروه کالا جدا حساب کنید:
| کالا | بهای فروشرفته سالانه | میانگین موجودی | گردش | روزهای ماندگاری | |---|---|---|---|---| | تیشرت پایه | ۹۶۰ میلیون | ۱۲۰ میلیون | ۸ | ۴۶ روز | | کاپشن زمستانی | ۳۰۰ میلیون | ۲۰۰ میلیون | ۱٫۵ | ۲۴۳ روز | | شلوار جین | ۷۲۰ میلیون | ۱۸۰ میلیون | ۴ | ۹۱ روز | | اکسسوری | ۱۸۰ میلیون | ۳۰ میلیون | ۶ | ۶۱ روز |
کاپشن با گردش ۱٫۵، مقصر اصلی است؛ هشت ماه سرمایه را نگه میدارد. توجه کنید بهای فروشرفتهاش کم نیست، مشکل در موجودی سنگینی است که برایش نگه داشتهاید. تصمیم برای چنین کالایی خرید کمتر و عمیقتر در فصل، پیشفروش یا سفارش محدود است، نه تبلیغ بیشتر برای چیزی که ذاتاً فصلی است. فهرست این کالاها همان کالای راکد انبار است که باید برایش برنامه خروج داشته باشید.
گردش بالا همیشه خوب نیست؛ تعادل کجاست؟
گردش خیلی پایین یعنی سرمایه خوابیده و ریسک کهنگی. اما گردش خیلی بالا هم میتواند علامت بیماری باشد: اگر گردش یک کالا ۲۰ است، احتمالاً مرتب با اتمام موجودی روبهرو میشوید و فروش از دست میدهید؛ مشتری دوبار با قفسه خالی روبهرو شود، بار سوم سراغ رقیب میرود.
نقطه درست برای هر کالا فرق میکند. کالای مصرفی تندگردش باید عدد بالا داشته باشد، کالای فصلی و گران ذاتاً کندتر میچرخد. معیار طلایی، مقایسه هر کالا با خودش در طول زمان و با کالاهای همجنس سبد خودتان است. این عدد را کنار حاشیه سود ببینید: کالای حاشیه کم باید سریع بچرخد تا سود بسازد و کالای حاشیه بالا میتواند کندتر بچرخد؛ ترکیب این دو نگاه همان تحلیل گزارش فروش و سود هر کالا است.
چطور گردش موجودی را بهتر کنیم؟
چهار اهرم عملی وجود دارد. خرید کوچکتر و پرتکرارتر: به جای خرید فصلی سنگین، برای کالاهای نامطمئن در چند نوبت بخرید؛ هزینه حمل کمی بالاتر میرود ولی ریسک خواب سرمایه چند برابر کم میشود. نقطه سفارش برای هر کالا: بر اساس سرعت فروش و زمان تأمین، عددی تعیین کنید که موجودی به آن رسید، سفارش تازه ثبت شود؛ نه زودتر، نه بعد از تمام شدن.
خروج برنامهریزیشده برای کندها: کالایی که دو دوره پیاپی گردشش نصف میانگین انبار است، وارد برنامه خروج شود؛ بسته ترکیبی با کالای تند، تخفیف پلکانی یا فروش به همکار. تخفیف دیرهنگام روی کالای کهنه، همیشه گرانتر از تخفیف بهموقع درمیآید. تمیز نگه داشتن داده موجودی: اگر موجودی واقعی با موجودی ثبتشده فرق کند، گردش شما دروغ میگوید؛ انبارگردانی دورهای کوتاه برای کالاهای کلیدی را جدی بگیرید.
گردش موجودی را در جمع نسبتهای مالی ساده هم میبینیم، چون مستقیم روی نسبت جاری و بازده دارایی اثر میگذارد؛ انبار سبکتر یعنی ترازنامه سالمتر، بدون اینکه یک تومان بیشتر فروخته باشید.
پرسشهای پرتکرار
گردش موجودی خوب چند است؟
عدد واحدی برای همه صنفها نیست. مواد غذایی و مصرفی تند معمولاً گردش بالا و پوشاک فصلی گردش پایینتری دارد. اول میانگین سبد خودتان را پیدا کنید، کالاهای خیلی پایینتر از آن را اصلاح کنید و روند را فصلبهفصل بالا ببرید.
اگر بهای تمامشده دقیق ندارم، گردش را چطور حساب کنم؟
با مبلغ خرید کالای فروختهشده در دوره شروع کنید؛ برای بیشتر کسبوکارهای کوچک همان بهای تمامشده است. مهم این است که صورت و مخرج را با یک روش ثابت حساب کنید تا مقایسه دورهها درست بماند.
میانگین موجودی را با چه عددی بگیرم؟
حداقل میانگین اول و آخر دوره؛ اگر خریدهایتان نوسان فصلی دارد، میانگین موجودی پایان هر ماه دقیقتر است. هرچه نقاط بیشتری بگیرید، یک خرید سنگین آخر دوره کمتر عددتان را منحرف میکند.
کالای راکد را با چند درصد تخفیف رد کنم؟
از هزینه نگه داشتنش حساب کنید: اگر کالا ماهها میخوابد، جا میگیرد و در خطر کهنگی است، آزاد شدن حتی با حاشیه صفر معمولاً بهتر از ماندن است، چون سرمایه آزادشده در کالای تندگردش سود تازه میسازد. تصمیم را با عدد بگیرید، نه با امید به فروش آینده.